دایی فدایی داری نداری ههههه
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 22:24
خدایی معرکه هستااااا
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 22:23
داداش نوکرتیم والا
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 22:21
جالبترین فرار از دست بلیس
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:40
جالبترین فرار از دست بلیس
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:40
عمو تو اگ کامیون داشتی چی میشد ...
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:37
داداش صندلی گذاشتن بشینیا بنظرم..
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:31
عمو اونجا چیکار میکنی ؟..
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:30
داداش جا داری منم بیام تا دم خونم
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:29
داداش اون بالا حال میده ایا؟..
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:26
عکس متحرک از یک کارگر دستو با چلوفت
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:12
جک بازم جک
-
تاریخ: 1391/11/1 ساعت: 23:46
يارو داشت رد مي شد، ديد دارن يه نفرو ميزنن. پرسيد: چرا ميزنيدش؟ گفتند: فلان فلان شده ادعاي پيامبري ميكنه. گفت: بزنيد اون دروغگو رو، من اونو نفرستادم. ******************************* 2 تا دوست با هم ميرن هتل، اولي ميره توالت فرنگي، دومي مياد كتكش ميزنه! ميگن: چرا ميزنيش؟ ميگه: من هر روز از اين چشمه...
دلم گرفته خدا...
-
تاریخ: 1391/11/1 ساعت: 23:30
به سراغ من اگر می آیی تـند و آهـسته چه فرقی دارد؟ تو به هر جور دلت خواست بیا! مثل سهراب دگر، چینی نازک تنهایی من چینی نیست، که ترک بردارد! " مثل آهن شده است چینی نازک تنهـایی من! " تو فقط زود بیا که دلم خسته از این تنهایی است...
دلم گرفته خدا...
-
تاریخ: 1391/11/1 ساعت: 23:29
مرا اینگونه باور کن؛ کمی تنها کمی بی کس کمی از یادها رفته خدا هم ترک ما کرده. خدا دیگر کجا رفته نمی دانم مرا آیا گناهی هست؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست مرا اینگونه باور کن "خداوندا مرا دریاب، که دیگر رو به پایانم"
دلم گرفته خدا...
-
تاریخ: 1391/11/1 ساعت: 23:28
مرا اینگونه باور کن؛ کمی تنها کمی بی کس کمی از یادها رفته خدا هم ترک ما کرده. خدا دیگر کجا رفته نمی دانم مرا آیا گناهی هست؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست مرا اینگونه باور کن "خداوندا مرا دریاب، که دیگر رو به پایانم"
دلم گرفته خدا...
-
تاریخ: 1391/11/1 ساعت: 23:27
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم؟ و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم درون کلبه ی خاموش خویش اما؛ کسی حال من غمگین نمی پرسد و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم درون سینه ی پر جوش خویش اما؛ ک...
دلم گرفته خدا...
-
تاریخ: 1391/11/1 ساعت: 23:25
خداوندا: مگر نه اینکه من نیز چون تو تنهایم؟ "پس مرا دریاب" و به سوی خویش بازگردان؛ دستان مهربانت را بگشا، که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم.
دلم گرفته خدا...
-
تاریخ: 1391/11/1 ساعت: 23:23
به شانه ام می زنی تا تنهايی ام را بتكانی؛ به چه دل خوش كرده ای؟ تكاندن برف از آدم برفی . . . !
ببخشید ک یه یه ماه چهار ماهی نبودم...
-
تاریخ: 1392/4/6 ساعت: 19:58